» درباره ما » مدل و معیارهای سرآمدی

مدل تعالی سازمانی (‌EFQM 2013)

تعریف مدل

مدل تعالی سازمانی چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان‌ها در دو حوزه توانمندسازها و نتایج حاصل از این توانمندسازها است. دستاوردهای حاصل از ارزیابی در این مدل عبارتست از شناسائی نقاط قوت سازمان و زمینه‌های قابل بهبود آن که برای دستیابی به بهبودها فهرستی از برنامه‌های اولویت‌بندی شده را نیز پیشنهاد می‌کند.  

مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی

1 ارزش افزایی برای مشتریان  5 رهبری بر اساس چشم انداز ، الهام بخشی و درستی
 2 خلق آینده پایدار  6 بر اساس چابکی
 3 توسعه قابلیت های سازمانی  7 موفقیت  از طریق استعداد و تخصص کارکنان
 4 استفاده از خلاقیت و نوآوری  8 پایداری نتایج  بر جسته

مدل و معیارهای سرآمدی

مدل از 9 معیار و 32 زیر معیار و تعدادی نکات راهنمای غیر تجویزی برای هر یک از زیر معیارها تشکیل شده است.

ساختار معیارهای توانمندساز

معیار 1: رهبری

معیارهای فرعی :

  • رهبران ماموریت، آرمان ، ارزش ها واخلاقیات را به وجود آورده و خود به عنوان الگو عمل می نمایند .
  • رهبران سیستم مدیریت سازمان و عملکرد آن را تعریف ، پایش ، بازنگری و هدایت می کنند.
  • رهبران با ذینفعان بیرونی در تعامل هستند .
  • رهبران فرهنگ سرآمدی را به همراه کارکنان سازمان تقویت می کنند .
  • رهبران اطمینان می یابند که سازمان منعطف بوده و تحولات را به صورت اثر بخش ، مدیریت می کنند.

معیار 2: استراتژی

معیارهای فرعی :

  • راهبرد بر اساس درک نیازها و انتظارات ذینفعان و محیط بیرونی تدوین می شود .
  • راهبرد بر اساس درک قابلیتها و عملکرد داخلی تدوین می شود .
  • راهبرد و خط مشی های پشتیبان ایجاد ، بازنگری و به روز می شوند .
  • راهبرد و خط مشی های پشتیبان منتشر ، پیاده سازی و پایش می شوند .

معیار 3: کارکنان

معیارهای فرعی :

  • برنامه کارکنان از راهبرد سازمان حمایت می کنند .
  • دانش و قابلیتهای کارکنان توسعه یافته و حفظ می شوند .
  • کارکنان همسو شده، مشارکت داده شده و توانمند می شوند.
  • کارکنان در سراسر سازمان بطور اثر بخش ارتباط دارند .
  • کارکنان مورد تشویق ، تقدیر و توجه قرار دارند .

معیار 4: شراکت ها و منابع

معیارهای فرعی :

  • شرکا و تامین کنندگان برای منافع پایدار مدیریت می شوند.
  • منابع مالی برای تضمین موفقیت پایدار مدیریت می شوند.
  • ساختمان ها ، تجهیزات ، مواد و منابع طبیعی به روشی پایدار مدیریت می شوند.
  • فناوری برای پشتیبانی از تحقق راهبرد ؛ مدیریت می شود.
  • اطلاعات و دانش برای پشتیبانی از تصمیم گیری اثربخش و ایجاد قابلیتهای سازمانی ؛ مدیریت می شوند.

معیار 5: فرآیندها، محصولات و خدمات

معیارهای فرعی :

  • فرآیندها برای بهینه سازی ارزش برای ذی نفعان طراحی و مدیریت می شوند  .
  • محصولات و خدمات به منظورخلق ارزش بهینه برای مشتریان توسعه می یابند.
  • محصولات و خدمات به طور اثربخش ترویج و بازاریابی می شوند .
  • محصولات و خدمات تولید، تحویل و مدیریت می شوند.
  • ارتباطات با مشتری مدیریت شده و ارتقا می یابد .

معیار 6: نتایج مشتری

  • برداشت ها
  • شاخص های عملکردی

معیار 7: نتایج کارکنان

  • شاخص های برداشتی
  • شاخص های عملکردی

معیار 8: نتایج جامعه

  • برداشت ها
  • شاخص های عملکردی

معیار 9: نتایج کسب و کار

  • دستاوردهای کسب و کار
  • شاخص های عملکردی کسب و کار

رویکرد خود ارزیابی

تعریف خود ارزیابی   (Selfassessment )  
 
برای اینکه بتوانیم به صورت اثربخش و با چشمانی باز برای سازمان خویش برنامه ریزی کنیم و با قاطعیت جایگاه آینده سازمان را به تصویر بکشیم، باید بدانیم در کجا و در چه جایگاهی قرار داریم.
 
برای رسیدن به این مقصود یکی از روشهایی که می تواند بسیار مفید ، کارآمد و موثر واقع گردد ، اجرای فرایند خود ارزیابی است.
 
خود ارزیابی یک فرآیند منظم ، سیستماتیک و فراگیر در سطح سازمان بوده که همچون آینه ای تمام نما ، رهبران را برای دستیابی به شناختی جامع و فراگیر از سازمان یاری می نماید. الگوهای متعددی برا ی استقرار فرآیند خود ارزیابی در سطح سازمان وجود دارند که با توجه به فــرهنگ سازمانی مــی تــوانند انتخاب شده و به کـار گرفته شوند .